بخشش

وقتی بچه بودم پدرم می گفت :

هر زمان خودت به تنهایی توانستی بند کفشهایت را ببندی مرد شده ای.

اما من به پسرم می گویم:

هر وقت توانستی بند کفشهای دوست داشتنی ات را باز کنی

و آن را به پابرهنه ای ببخشی آنگاه مرد شده ای

همچنین ببینید

قره ملیح و نماینده

ماجراهای قره ملیح و نماینده روزی از روزها که اتفاقا روز جمعه نیز بود قره …

دلیل مستدل

تنها دلیل رفتن به کلاسهای زبان : – چون همه می روند ! فکر کردین …

قرآن ما شرمنده ایم…!

از پله ها که بالا می آید مدام غیبت و شاید تهمتی ناروا نثار بندگان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *