احمق بودن

احمق بودن یعنی اینکه :

بری بازار و بدون اجازه شوهر ۵ تا النگو رو بدی و ۵ تای دیگه که وزنشون کمتر از قبلی بود رو بگیری و تازه در این گیر و دار بازار ششصد هزار تومان هم پول بدی ؟ !

تازه بعد از ۲ سال باز همین قضیه را تکرار کنی

یعنی هر سیکل این عمل هر دو سال یکبار

تازه امروز فهمیدم که چرا زرگران ثروتمندند !!!!!!!!!!!!

 

همچنین ببینید

قره ملیح و نماینده

ماجراهای قره ملیح و نماینده روزی از روزها که اتفاقا روز جمعه نیز بود قره …

دلیل مستدل

تنها دلیل رفتن به کلاسهای زبان : – چون همه می روند ! فکر کردین …

قرآن ما شرمنده ایم…!

از پله ها که بالا می آید مدام غیبت و شاید تهمتی ناروا نثار بندگان …

یک دیدگاه

  1. سلام

    حاجی به احمقها خیلی گیر میدی ها !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *